خرید بک لینک
I know you're fucked

همینطور که شقیقه ش تیر میکشید، قدماشو اروم آروم به سمت تعاتر برداشت .

حالا باید خوشحال می بود ، چون دختر مو قرمز مورد علاقه ش بغلش نشسته بود ، دوروزه که مورفین نخورده ولی با این حال همینکه رنگ قرمز از کنارش فوران میکرد، حس خوبی بهش دست میداد ، گرچه هنوز قطرات ریز و سرد عرقو پشت کمرش میتونست حس کنه ، دستاش شاید کمی می لرزیدن و آرزو میکرد که توده ی قرمز کنار دستش ، متوجه این لرزش نشده باشه .

و چه حسی گُه تر از اینکه ۴ صبح بیدار بشی در حالی که عرق کردی ، روی تخت بشینی و سیگار روشن کنی و ته سیگارتو توی جعبه ی شیرینی کنار تخت ، پرت کنی . خیره بشی از پنجره به تاکسیایی که تازه میخوان کارشونو آغاز کنن، یادت بیاد که توده ی قرمز کنار دستتو نباید بیدار کنی، علاقه مند باشی به اینکه رفتنتو هیچ کس نفهمه .

و با اولین تپش و جرقه ی طلوع خورشید ، کلیدو بندازی تو دری که لولاهاش صدا میده، بوی سکس و سیگار و شام دیشب از هیکلت بباره ، با خودت فکر کنی که باید بری حموم؟ ولی قبل از اینکه بهش فکر کنی می بینی چرت زدی روی تختت ، و قبل از اینکه چُرتِت تبدیل به یه خواب بشه، می بینی که بازم بوی مرگ و مجسمه هایی که لباس سفید تنشونه ولی انسانن ، آسمونی که بی اندازه وسیعه، بهت چیره میشه ، بیشتر عرق کردی و از خواب بلند میشی .

و من می دونم که قوطی ای که توش مورفین شیاف کرده بودی رو توی دستشویی انداختی . و میدونم که ساقیت دیگه جواب تلفنتو نمیده ، و دوستت که اون روزی مشت میزدی به صورتش و اون خون خودشو از روی استخونای دستت لیس میزد، میدونم که چندروزیه پیداش نیست تا حداقل چند خط از کوکاییناشو بتونی اسنیف کنی .

هیچ کاری نمیتونی بکنی ، چون توده ی قرمزی که برات یادآور همه ی چیزای مثبت زندگیت بود ، هیچ تمایلی بهت نداره ولی تو احمقانه به عشق تینیجر گونه ی خودت در خفا ادامه دادی .

میدونم پشت پلکات انگار سوزن فرو میکنن، میدونم که یادت نمیاد وقتی که توی جاده دراز کشیده بودی و منتظر بودی یه ماشین از روت رد شه تا بمیری . البته میدونستی هیچ وقت از اون مسیر متروک؛ کسی رد نمیشه.

حالا نمیخوام امید واهی بهت بدم ....

+

" مورفین نخورده " : قرص مورفین.

یکشنبه ششم فروردین ۱۴۰۲ | 1:4

برچسب: نویسنده: نگین محمدی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 5:26

صفحه بندی